آن حسینی که شرف یافته دین از شرفش

سر و جان داد ز کف تا نرود دین ز کفش

هدف تیر بلا ساخت علی اصغر خویش

تا که سرمشق بگیرد بشر از این هدفش . . .

آری زینب! مگو که در آنجا بر شما چه رفت، مگو که دشمنان‌تان چه کردند، دوستان‌تان چه کردند. آری ، ای "پیامبر انقلاب حسین"! ما می‌دانیم، ما همه را شنیده‌ایم .
تو پیام کربلا را، پیام شهیدان را، به درستی گزارده‌ای،
تو شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی، همچون برادرت، که با قطره قطره خون خویش سخن می‌گفت ، اما بگو ، ای خواهر، بگو که ما چه کنیم؟ لحظه‌ای بنگر که ما چه می‌کشیم ؟
دمی به ما گوش کن، تا مصائب خویش را با تو بازگوئیم، با تو ، ای خواهر مهربان!
این تو هستی که باید بر ما بگرئی، ای رسول امین برادر!
که از کربلا می‌آئی، و در طول تاریخ، بر همه‌ی‌ نسل‌ها می‌گذری،
و پیام شهیدان را می‌رسانی ، ای که از باغ‌های سرخ شهادت می‌آئی ، و بوی گل‌های نو شکفته‌ی آن دیار را در پیرهن داری،
ای دختر علی! ای خواهر! ای که قافله‌سالار کاروان اسیرانی ،
ما را نیز، در پی‌ این قافله، با خود ببر!

دکتر علی شریعتی / کتاب نیایش